دانلود رایگان کتاب کوری ژوزه ساراماگو PDF
معرفی کامل در مورد کتاب «کوری» اثر ژوزه ساراماگو
مقدمه
«کوری» (Blindness) رمانی است از نویسنده پرتغالی، ژوزه ساراماگو، که در سال ۱۹۹۵ منتشر شد. این کتاب یکی از مشهورترین آثار ساراماگو است و در سال ۱۹۹۸ جایزه نوبل ادبیات را برای او به ارمغان آورد.
https://fa-file.ir/ رمان «کوری» به دلیل پرداختن به موضوعاتی همچون بحرانهای اجتماعی، اخلاقی و انسانی، به عنوان یکی از مهمترین آثار ادبیات معاصر جهان شناخته میشود. داستان این کتاب حول محور یک اپیدمی ناگهانی و مرموز میچرخد که باعث کوری مردم یک شهر میشود و به تدریج جامعه را به سوی هرج و مرج و فروپاشی اخلاقی سوق میدهد.
خلاصه داستان
داستان «کوری» با یک حادثه عجیب آغاز میشود: مردی در حال رانندگی ناگهان بینایی خود را از دست میدهد. این کوری به سرعت مانند یک بیماری مسری گسترش مییابد و افراد بیشتری را درگیر میکند. دولت برای کنترل این اپیدمی، افراد کور را در یک تیمارستان قرنطینه میکند. در میان این افراد، زنی وجود دارد که به ظاهر بینایی خود را از دست نداده است، اما خود را به کوری میزند تا همراه همسرش بماند. این زن، که نامش در داستان ذکر نمیشود، به عنوان تنها فرد بینا در میان کوران، نقش محوری در بقای گروه ایفا میکند.
با گذشت زمان، شرایط در قرنطینه به سرعت بدتر میشود. کمبود غذا، بهداشت نامناسب و رفتارهای غیرانسانی برخی از افراد، باعث ایجاد هرج و مرج و خشونت میشود. گروهی از کوران که قدرت را در دست میگیرند، دیگران را مورد آزار و اذیت قرار میدهند و شرایط را به سمت وحشیگری پیش میبرند. در این میان، زن بینا سعی میکند تا حد امکان از گروه خود محافظت کند و امید به زندگی را در آنها زنده نگه دارد.
در نهایت، پس از مدتی، کوری به طور ناگهانی از بین میرود و بینایی افراد بازمیگردد. اما این پایان خوش نیست، زیرا جامعه به طور کامل دگرگون شده و آسیبهای عمیقی بر جای گذاشته است.
تحلیل و تفسیر
«کوری» به عنوان یک رمان تمثیلی، به بررسی جنبههای تاریک طبیعت انسان و جامعه میپردازد. ساراماگو در این کتاب نشان میدهد که چگونه یک بحران ناگهانی میتواند ساختارهای اجتماعی و اخلاقی را از هم بپاشد و انسانها را به سوی خودخواهی، خشونت و بیاخلاقی سوق دهد. کوری در این رمان نه تنها یک بیماری فیزیکی، بلکه نمادی از کوری اخلاقی و اجتماعی است. افراد در مواجهه با بحران، توانایی دیدن یکدیگر به عنوان انسان را از دست میدهند و تنها به منافع خود فکر میکنند.
یکی از مهمترین مضامین کتاب، نقش همبستگی و انسانیت در شرایط بحرانی است. زن بینا به عنوان نماد امید و مقاومت، نشان میدهد که حتی در تاریکترین لحظات، انسانها میتوانند با همدلی و همکاری از پس مشکلات برآیند. با این حال، ساراماگو خوشبین نیست و نشان میدهد که حتی پس از پایان بحران، جامعه به سادگی نمیتواند به حالت عادی بازگردد.
سبک نوشتاری
ساراماگو در «کوری» از سبک نوشتاری خاص خود استفاده میکند که شامل جملات طولانی، عدم استفاده از علائم نگارشی مرسوم و گفتوگوهای بدون نشانهگذاری است. این سبک، خواننده را به طور مستقیم در جریان افکار و احساسات شخصیتها قرار میدهد و حس اضطراب و سردرگمی را که شخصیتها تجربه میکنند، تقویت میکند. همچنین، عدم استفاده از نام برای شخصیتها (به جز زن بینا) باعث میشود که خواننده آنها را به عنوان نمادهایی از جامعه ببیند، نه افراد خاص.
تأثیرات و بازخوردها
«کوری» به دلیل پرداختن به موضوعات عمیق و جهانی، مورد تحسین منتقدان و خوانندگان قرار گرفته است. این کتاب به بیش از ۴۰ زبان ترجمه شده و در سراسر جهان خوانده میشود. در سال ۲۰۰۸، فیلمی بر اساس این رمان به کارگردانی فرناندو میرلس ساخته شد که با استقبال خوبی مواجه شد.
نتیجهگیری
«کوری» اثر ژوزه ساراماگو، رمانی است که با نگاهی تیزبینانه به بحرانهای اجتماعی و اخلاقی میپردازد. این کتاب نه تنها یک داستان جذاب و پرکشش است، بلکه خواننده را به تفکر درباره ماهیت انسان و جامعه وامیدارد. ساراماگو با استفاده از تمثیل کوری، نشان میدهد که چگونه بحرانها میتوانند ساختارهای اخلاقی و اجتماعی را به چالش بکشند و انسانها را در معرض آزمونهای سخت قرار دهند. «کوری» اثری است که پس از خواندن، تأثیر عمیقی بر ذهن خواننده میگذارد و او را به بازنگری در رفتارهای فردی و جمعی تشویق میکند.
این رمان به عنوان یکی از شاهکارهای ادبیات معاصر، نه تنها برای علاقهمندان به ادبیات، بلکه برای همه کسانی که به مسائل اجتماعی و اخلاقی علاقه دارند، خواندنی است.
دانلود کتاب کوری رایگان نسخه PDF

معرفی کتاب کوری
کتاب کوری نوشتهی ژوزه ساراماگو داستانی تمثیلی دارد که پیامی تکان دهنده منتقل میکند. ساراماگو ماجرای کور شدن اتفاقی مردم شهری را روایت میکند اما در حقیقت با این داستان رعبانگیز به اخلاقیات انسان مدرن میپردازد. رمان کوری مشهورترین و پرافتخارترین اثر خالقش به شمار میآید.
اتفاقات رمان کوری (Blindness) در شهری خیالی رخ میدهد و یک روز عادی را توصیف میکند. رانندهای بینایی خود را از دست میدهد و او اولین کسی است که دچار این مشکل میشود. این اتفاق بارها و بارها تکرار میشود و تعداد بیشتری از مردم به این بیماری مرموز مبتلا میشوند. نکتهی عجیبی در خصوص این کوری وجود دارد؛ افرادی که به این بیماری مبتلا میشوند به جای تاریکی مطلق همهجا را سفیدی مطلق میبینند. در حقیقت میتوان چنین تعبیر کرد که مانعی سفید در مقابل دید افراد قرار میگیرد.
دولتمردان همهی افراد مبتلا را به یک آسایشگاه منتقل میکنند تا در قرنطینه بمانند. درست در همین مرحله است که ژوزه ساراماگو (Jose Saramago) داستان اصلی خود را آغاز میکند و زندگی افراد در دوران قرنطینه را با خردهداستانهایی جذاب روایت میکند. او با استفاده از این موقعیت خاص اخلاقیات جامعه را زیر ذرهبین میبرد و حقایق تلخی را برایتان توضیح میدهد. کوری رمانی کاملاً اخلاقی است و منتقدان نیز بیماری کوری فراگیر در داستان را تمثیلی از ضعف اخلاقی جامعه میدانند.
هیچ یک از شخصیتهای این رمان تکاندهنده و رعبانگیز نامی ندارند و با صفتهای خاصی مانند همسر دکتر، دختر عینک تیره و... ذکر میشوند. در حقیقت این تصمیم ساراماگو بسیار هوشمندانه است و منجر به این میشود که داستانی جهانشمول را به شما ارائه دهد.
زنان همواره در آثار ساراماگو دارای جایگاه خاصی بودهاند و این موضوع را میتوان در کتاب حاضر نیز مشاهده کرد. در رمان کوری شخصیت اصلی داستان زنی عاقل، شجاع و دلسوز است که با عنوان همسر پزشک از او یاد میشود. همسر پزشک تنها فرد بینا در شهر است که برای تنها نگذاشتن همسر خود تظاهر به نابینایی میکند تا در میان افراد بیمار جای بگیرد. او تمام تلاش خود را میکند تا به دیگران کمک کند و آنان را از شراط سخت نجات دهد.
جملات برگزیده رمان کوری:
- می دانم،می دانم،من زندگیم را با تماشا کردن چشمهای مردم سپری کردم، این تنها عضو بدن است که احتمال دارد هنوز روحی در آن وجود داشته باشد.
- نابینایی یک مسئله شخصی است میان فرد و چشمانی که با آنها به دنیا میآید.
- امتیازی که این نابینایان از آن بهره میبردند،چیزی بود که شاید بتوان توهم نور به آن اطلاق کرد.
- هر کس بر اساس وجدان خودش عمل میکند، طرز تفکر من این است و قصد عوض کردن عقایدم را هم ندارم.
در بخشی از کتاب کوری میخوانیم:
نزدیک صبح بود که اراذل و اوباش اجازه رفتن به زنها را دادند. زن کوری که به بیخوابی دچار بود روی دست همراهانش که خود را نیز به زحمت میکشیدند برده شد. ساعتهای طولانی میان این مرد و آن مرد دست به دست گشته بود. خواری روی خواری، بی حرمتی بالای بی حرمتی، تن به هر توهینی داده بودند که میشد درحق یک زن انجام داد و تنها جانش را نگرفت. زمانیکه در حال رفتن بودند مرد کور مسلح با حالتی تمسخرآمیز گفت: «خوب میدانید که دستمزدتان به صورت جنس میباشد، به آن مردهای بدبختتان بگویید بیایند و غذا بگیرند.» و به طعنه و کنایه افزود: «به امید دیداری دوباره دخترها. خودتان را برای بار دیگر به خوبی آماده کنید.» دیگر اراذل و اوباش نیز یک صدا تکرار میکردند: «به امید دیدار، عدّهای آنها را کره مادیان میخواندند، عدّهای دیگر فاحشه، ولی از لحن بیرمق صدایشان مشخص بود که شور جنسی آنها کم شده است. کر، کور، خاموش، افتان و خیزان به زحمت سرپا ایستاده بودند، بیآنکه ذرهای قدرت اراده داشته باشند تا قادر به رها کردن دست زن جلویی باشند، دست، نه، شانه مانند زمانیکه آمده بودند.
به طور یقین حتی یک نفر از آنها هم میدانست چه پاسخی بدهد، زمانیکه از آنان سؤال کنند به چه علت دست یکدیگر را گرفتهاید. همینطوری پیش آمد دیگر، حرکاتی است که نمیشود برایشان توضیح سادهای یافت. گاهی اوقات حتی یک توضیح پیچیده نیز یافت نمیشود. از سرسرا که عبور کردند همسر دکتر نگاهی به بیرون انداخت، سربازها آن جا حضور داشتند و همین طور یک کامیون که به احتمال زیاد برای توزیع غذای قرنطینه شدگان از آن استفاده میشد. درست در همان موقع، زن کور مبتلا به بیخوابی کاملاً رمق پاهای خود را از دست داد، گویی به وسیله یک ضربه قطع شده باشند. قلبش نیز از کار افتاد، حتی انقباض هماهنگ و منظمی را که آغاز کرده بود تمام نکرد، سرانجام فهمیدیم که به چه دلیل این زن کور قادر به خوابیدن نبود. اکنون دیگر خواهد خوابید، بیایید او را بیدار نکنیم. همسر دکتر گفت: «مرده است.» و صدایش هیچ آهنگی نداشت. البته اگر بتوان گفت که این صدا به مردگی همهای که گفته بود از دهان زندهای خارج شده باشد.
کتاب کوری یک رمان خاص از ژوزه ساراماگو است؛ یک اثر تمثیلی، بیرون از حصار زمان و مکان، یک رمان معترضانه اجتماعی-سیاسی، که آشفتگی اجتماع و انسان های سردرگم را در دایرهی افکار خویش و مناسبات اجتماعی به تصویر می کشد. ساراماگو تاکید بر این حقیقت دارد که اعمال انسانی در «موقعیت» معنا میشود و ملاک مطلقی برای قضاوت وجود ندارد. زیرا موقعیت انسان ثابت نیست و در تحول دائمی است.
در شهریبه طور وحشتناک کوری شیوع پیدا میکند و هالهای سفید رنگ بعد از کور شدن افراد مقابل چشمانشان ظاهر میشود. خیابانها نام ندارن. شخصیتهای رمان نیز نام ندارم: دکتر، زن دکتر، دختری که عینک دودی داشت، پیرمردی که چشم بند سیاه داشت، پسرک لوچ و... سبک و ساختار دشوار رمان، پس از چند صفحه، جاذبهای استثنایی پیدا میکند. نقطهگذاری متن متعارف نیست. نثر موجز در خلال پاراگرافهای طولانی، پیچیدگیهای روح انسان و مشکلات غامض زندگی را تداعی می کند. کوری مورد نظر ساراماگو، کوری معنوی است.
در رمان کوری (Blindness) ژوزه ساراماگو (Jose Saramago) برای شخصیتها اسم انتخاب نکرده است. با این وجود پیچیدگی در رمان ایجاد نشده و خواننده به راحتی میتواند با شخصیتهای رمان ارتباط ذهنی برقرار کند. بازگشتهای زمانی به گذشت و آینده، در خیال شخصیتها از زیباییها و جذابیتهای این اثر است.
ساراماگو در کوری (Ensayo sobre a cegueira)، تعهد و باور عمیق خود را به عدالت اجتماعی، احترام به خرد و عقل سلیم همراه با تزکیه روح و جسم که تنها راه ضمانت پیدار ماندن هر جامعهای است، به ارمغان آورده است. کوری در سال 1995 منتشر و ساراماگو به خاطرش برنده جایزه نوبل سال 1998 شد. او دربارهی این رمان میگوید: «این کوری واقعی نیست، تمثیلی است. کورشدن عقل و فهم انسان است. ما انسانها عقل داریم و عاقلانه رفتار نمیکنیم...»
همچنین ساراماگو کلام پیچیده و چندپهلویش را در دهان تک تک شخصیت های کتاب و مخصوصا در پایان، در دهان زن دکتر گذاشته است: «چرا ما کور شدیم، نمیدانم. شاید روزی بفهمیم. میخواهی عقیده مرا بدانی؟ بله، بگو، فکر نمیکنم ما کور شدیم. فکر میکنم ما کور هستیم. کور، اما بینا. کورهایی که میتوانند ببینند، اما نمیبینند»
در بخشی از رمان کوری میخوانید:
عابرانی که در انتظار روشن شدن چراغ عبور، کنار خطکشی جمع شده بودند، راننده اتومبیل را دیدند که از پشت شیشه دست تکان میدهد. اتومبیلهای پشتسر، بیوقفه بوق میزدند. تعدادی از رانندگان از اتومبیل خود پیاده شدند تا اتومبیل از کارافتاده را به کناری بکشند و راه را بگشایند. خشمگین، مشت بر شیشه میکوبیدند. راننده اتومبیل، سر به طرف آنها برگرداند، نخست به یکسو و سپس به سوی دیگر نگریست. از حرکت لبان او به نظر میرسید عبارتی را با فریاد تکرار میکند. این عبارت، نه از یک واژه، که از سه واژه تشکیل میشد. فردی در را گشود و همه شنیدند که راننده گفت:
من کور شدهام!
کسی این سخن را باور نکرد. با یک نگاه آشکار بود که چشمان مرد کاملا سالم و عنبیه آن صاف و شفاف است. سفیدی مردمک چشم او همچون چینی بود. چشمان بیرونزده، صورت چروکیده و ابروان تابدار مرد نشان میداد که بسیار نگران است. با حرکتی سریع، مشتهای گرهکرده خود را در مقابل چشم آورد شاید بتواند آخرین تصویری را که پیش از آن رویداد دیده است، در ذهن نگهدارد. چراغ چهارراه قرمز شد. مردم به راننده کمک کردند از اتومبیل پیاده شود. مرد نومیدانه تکرار کرد:
من کور شدهام! من کور شدهام!
کتاب های مرتبط:
قیمت محصول: 7,450 تومان
پرداخت و دانلـود
- کد محصول: 31
- مبلغ بدون تخفیف: 29,800 تومان
- تخفیف: 75 درصد
- مبلغ قابل پرداخت: 7,450 تومان
- تعداد فایل پیوست شده: 1 مورد
- نوع فایل: Zip
- حجم فایل: 1.62 مگابایت
- تاریخ ایجاد: 1401/10/13 - 14:40:57
- آخرین ویرایش: 1403/11/09 - 11:49:47
- اشتراکگذاری محصول:





